كاش اين آقاها كمي هم به فكر مردم بودند

اعطاي نشان هاي دولتي يعني اعطاي صد ميليون پول به نشان گيرنده

چند روز پيش تا تلويزيون را روشن كردم يكي از خبرنگارهاي خبر ۲۰:۲۰ اين موضوع را داشت بيان مي كرد كه: سه نفر از مسوولين ارشد دولت دهم از دريافت نشان دولتي كه منجر به دريافت ۱۰۰ ميليون تومان پول نقد مي شد، خودداري كردند.

خيلي هم عصباني هم نگران شدم. از طرفي نميدانم همان شبكه بود يا شبكه اي ديگر كه از قول امير قلعه نويي گفت: بچه هاي ما از پارسال تا كنون نفري هفت هشت ميليون پاداش هم نگرفته اند.

بار هم عصباني تر و نگران تر شدم. هر چند طرفدار پر و پا قرص استقلال و اميرخان هستم، ولي اين ريخت و پاش ها را هرگز نمي پسندم. نه كه من، هيچ ايراني و يا حداقل هيچ طبقه ي سومي، اين را نمي پسندد.

آخر انصاف بدهيد. مگر اين وزرا و مسوولين ارشد دولتي، مگر فوتباليست هاي عزيز ما، حقوق هاي آنچناني و قراردادهاي اينچناني ندارند و نمي گيرند كه بايد از مزاياي آنچنان و اينچناني هم برخوردار گردند.

آيا شخص رييس جمهور اسبق كه خود را حامي ضعفا و ياور فقرا ناميد كه البته تا اندازه اي هم در راستاي اين تخلص، پيش رفت، ولي از طرفي وجوز واردات خودروهايي را ... مي دهد كه سود حاصل از فروش يكي از اين خودروها را ميتوان به راحتي مردم يك روستاي كوچك مثل ما را تا چندين سال خوشحال و سرافراز در مقابل زن و بچه نمود.

مگر اين رييس جمهور نبود كه در يكي از مصاحبه هايش اعلام كرد: كه در يكي از سفرهاي استاني بچه ي خردسالي به من رسيد و گفت: آقاي رييس جمهور من چندين سال است كه يك عدد ميوه نخورده ام؟؟؟

پس قضيه ي واردات خودرو به گروهي خاص و اعطاي نشان دولتي به افرادي خاص تر دليل چيست؟؟؟؟

كاش همه ي افراد دولتي، مثل همين سه نفر بزرگواري بودند كه از دريافت نشان دولتي خودداري كردند!!!  كاش!!!

مي دانيد من حسابش را كردم، با صد ميليون تومان كه به يك نفر كه داراي نشان دولتي درجه ي يك گردد اعطا مي گردد، ميتوان حداقل دل دويست خانوار بي بضاعت كه به قول شريفشان، به نان شب محتاجند را خوشحال نمود. البته فقط با يكي از اين صد ميليون ها، حال اگر چندين صد ميليوني را ورانداز كنيم كه چه اميد و نشاطي در قلب همين خانوارهاي مظلوم و از ياد رفته، سرچشمه مي گيرد.

البته من خدا را شكر مي كنم و خداي ناكرده، كفر نمي گويم، بلكه به اسم اعظم و جلاله ي خداوند، قسم ياد مي كنم كه من هم مانند تمام ايراني ها، خانواده هايي را سراغ دارم كه مادر شرمنده ي فرزندان و پدر شرمنده ي هر شبه ي زن و فرزندانش مي باشد، حال آيا اين ريخت و پاش ها رواست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگذاريد خاطره اي را بگويم. همسر اينجانب فرهنگي مي باشد. روزي با بغضي در گلو گفت: امروز يك نفر از دانش آموزان،( دوم راهنمايي) دل درد شديدي داشت، و اين دل درد آنقدر شديدتر شد كه مجبور شدم او را با ماشين خودم به منزلشان ببرم تا او را نزد پزشك ببرند، همين كه به درب خانه ي آن ها رسيدم، آن دختر گفت: اجازه خانم، خواهش مي كنم به مادرم نگوييد كه من مريض هستم، با تعجب از او پرسيدم چرا؟ مگر دلت درد نمي كند؟ گفت: چرا خيلي هم درد مي كند ولي پدرم پول ندارد كه مرا به بيمارستان ببرد و مادرم جوش مي زند و خجالت مي كشد!!!!!!!!!!

راستش وقتي همسرم اين جريان را تعريف كرد، خودم هم به گريه افتادم و در همان حالت، به ياد شعر بابا طاهر افتادم كه گفته

اگر دستم رسد بر چرخ گردون     از او پرسم كه اين چون است و آن چون

يكي را داده اي صد ناز و نعمت    يكي نان جوي آلوده در خون

ولي باز خودم را راضي به رضاي خداوند نمودم و با خود گفتم، هر چه مصلحت حضرت حق باشد، همان اتفاق خواهد افتاد.

در پايان البته بايد بگويم كه مسوولين قديم و جديد قدمها و تصميمات خوبي اتخاذ نموده و خواهند نمود و از آنها تشكر هم مي كنيم، ولي بايد بيشتر براي اين ملت فداكار و هميشه در صحنه تلاش نمايند.

اميدواريم در كشوري كه اعتقاد صد در صدي به شيعه ي دوازده امامي بودن وجود دارد، در پناه حضرت حق، و در سايه ي ولايت امام زمان(عج) و نايب ايشان، مقام رهبري و با درايت رييس جمهور محترم و كابينه ي تدبير و اميد، براي رفع مشكلات، خصوصا بهتر شدن معيشت مردم، قدمها را سريعتر بردارند.